+
نوشته شده در ساعت   توسط solodat
|
دختره فکر کرده کیه.بابا عمرا اگه اون به من علاقه ای داشته باشه.شرط میبندم.
وگرنه گفتم دارم میرم خواستگاری.انگار که نه انگار.هیچی نگفت.
گفتم شاید چند روز نباشم.هیچی نگفت.
امروزم که دیگه اومد نت تادید من اومدم زود رفت بیرون.
اعصابم کفری شد.
دیگه حوصلشو ندارم.
شاید تموم کردم.
من چقد خرم بخدا.راست میگفت داداشم که دخترا جادوگرن.
البته بهش میخوام با یه خط دیگه یه دستی بزنم.ببینیم آمار میده یا نه.اونوقت معلوم میشه منو میخواد یا نه.
+
نوشته شده در ساعت   توسط solodat
|
نامه یک پسر عاشق به دختر مورد علاقه اش، لطفا تا آخرشو بخوانید تا متوجه عشق پسر به دختر مورد علاقه اش شوید.
1- محبت شدیدی که صادقانه به تو ابراز میکردم
2- دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو
3- روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم
4- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و
5- این احساس در قلب من قوت میگیرد که بالاخره روزی باید
6- از هم جدا شویم و دیگر من به هیچ وجه مایل نیستم که
7- شریک زندگی تو باشم و اگرچه عمر دوستی ما همچون عمر گلهای بهار کوتاه بود اما
8- توانستم به طبیعت پست و فرومایه تو پی ببرم و
9- بسیاری از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم
10- این خودخواهی ، حسادت و تنگ نظری تو را هیچ کس نمیتواند تحمل کند و با این وضع
11- اگر ازدواج ما سر بگیرد ، تمام عمر را
12- به پشیمانی و ندامت خواهیم گذراند . بنابراین با جدایی ازهم
13- خوشبخت خواهیم بود و این را هم بدان که
14- از زدن این حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش
15- این مطالب را از روی عمق احساسم مینویسم و چقدر برایم ناراحت کننده است اگر
16- باز بخواهی در صدد دوستی با من برآیی . بنابراین از تو میخواهم که
17- جواب مرا ندهی . چون حرفهای تو تمامش
18- دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت که دارای کمترین
19- عواطف ، احساسات و حرارت است و به همین سبب تصمیم گرفتم برای همیشه
20- تو و یادگار تلخ عشقت را فراموش کنم و نمتوانم قانع شوم که
21- تو را دوست داشته باشم و شریک زندگی تو باشم .
و در آخر اگر میخواهی میزان علاقه مرا به خودت بفهمی از مطالب بالا فقط شماره های فرد را بخوان!!!
+
نوشته شده در ساعت   توسط solodat
|
آخ آخ.واقعا میگن مجردی حال میده و پسرا عشق و حال دنیارو میکنن واقعا درسته.بایدم همین باشه.
چی چیه دخترا رو دنبال خودشون میکشن دردسر.
آقا امروز با پسر عمم و دوستش و داداشم رفتیم ییلاق انقدر حال داد که نگو.
تو ماشین آهنگ میهانه گذاشتیم رقص میکردیم خنده دار بود
آقا انقدر مسخره بازی داشتیم که نگو.
هرکی دوس داشت بگه آهنگو براش ایمیل کنم.
میهانه میهانه
میهانه میهانه اووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو بیا وسسسسسط

+
نوشته شده در ساعت   توسط solodat
|